# کوتاه‌نوشت

تبارک‌الله از این ره که نیست پایانش...*

پس از عمری تردید  بتِ بزرگم را  با همین تبرِ تکیه‌کرده بر شانه‌اش   تکه‌تکه کرده‌ام همین‌روزها  بتِ بزرگ‌تری می‌سازم  تا تبرم را به شانه‌اش تکیه دهم ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 24 بازدید

عجب که باز نمی‌آیم از ضلالِ قدیم ...

هزاران سال از میهمانیِ زلیخا می‌گذرد و زخمِ سرانگشتانَ‌م هنوز تازه است ... حیرانـی، تکراری ناگزیرست؛ وقتی همه‌ی تُرنج‌ها پیوندیِ خیالِ تواَند   - تیتر: مصرعی از شهریار ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 17 بازدید