الهی، نجّنا و خلّصنا بحق بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم ...

اول 

صقر بن دلف: « از حضرت ابی‏جعفر امام محمدتقی ‌بن‌علی‌الرضا(ع) پرسیدم: " یابن رسول الله! پس امام بعد از حسن‌بن علی(ع) کی‌ست؟!"

ایشان گریست  گریستن شدیدی؛ پس فرمود: "به درستی که از بعد حسن پسر او آن قائم به حق آن منتظر معهود است"

 پس عرض کردم: " برای چه آن حضرت را منتظر نامیده‏اند؟!"

فرمود:"به علت این‌که برای او غیبتی است که علامات آن بسیار است و مدت آن طول می‏کشد پس مخلصون خروج او را انتظار می‏کشند؛ و اهل ریب و شک‏کنندگان او انکار می‏نمایند؛ و انکار کنندگان به نام بردن آن جناب استهزاء می‏نمایند؛ و اشخاصی که تعیین وقت خروج آن جناب را می‏نمایند به آن حضرت کذب و دروغ می‏بندند؛ و اشخاصی که عجله می‏نمایند در باب خروج آن هلاک می‏شوند؛ و اشخاصی که تسلیم باشند نجات می‏یابند."»

 بحار الانوار، ج 51: ص 133

 ***

اول‌پریم!

{عهدِ تبلیغِ نوح (علی‌نبینا و آله و علیه السلام)؛ هنگام درخواستِ عذاب کافرین و فرجِ مومنین}

... پیام رسید که دعاى تو را خداوند قبول کرد اکنون پیروان خود بگو خرما بخورند و هسته‌ی آن را بکارند و مواظبت کنند تا درخت بشود و میوه بدهد آن‌وقت فرج شما حاصل مى‏شود.

بعضی از پی‌روان شک کردند و مردتد شدند ... بعضی دانه را کاشتند تا بزرگ شد و خرما داد.

 وحى رسید دوباره آن خرما را بخورند و هسته را بکارند بعد از بار دادن فرج حاصل مى‏شود.

در این وقت برخی دیگر از دین نوح دست کشیده و مرتد شدند... برخی  عمل کردند و هسته را کاشتند و خرما آورد.

سپس وحى رسید هسته را بکارید خرما بشود.

 باز بخشی از مردم مرتد شدند... بعضی  عمل کردند آن را کاشتند تا خرما آورد.

در آن  زمان دستور ساخت کشتى و سوار شدن بر آن داده شد

 باز عده‌ای شک کردند و برگشتند ...

گویند زمانِ ورود به کشتی، حدود هفتاد نفر یاور داشت

اقتباس از تاریخ انبیاء؛ سیدهاشم رسولیِ محلاتی؛ ص 62 - 60 .

 

 ***  

دوم 

عبدالعظیم حسنی(علیه السلام): «داخل شدم بر آقای خودم امام محمد تقی ... و  ‏خواستم که سؤال نمایم از آن جناب از آن قائم معهود که کی‌ست؟ (آیا همان مهدی موعود است یا غیر آن؟) پس پیش از سؤالم، حضرت در جواب سبقت گرفت.

 پس فرمود :" اباالقاسم! به درستی که قائم از ما همان مهدی موعود است آن کسی که واجب است که انتظار او را بکشند در زمان غیبت او و اطاعت امر آن را بنمایند در زمان ظهور او و او سومی از اولاد من است ... و به درستی که خداوند تبارک و تعالی  برای او امر او را در یک شب اصلاح می‏فرماید، همچنان که امر کلیم خود موسی را اصلاح فرمود  زمانی برای اقتباس آتش رفت پس برگشت در حالی که رسول خدا و پیغمبر بود ..."»

 بحار الانوار، ج 51: ص 156

 ***

دوم‌پریم!

{زمان: بعد از نجات بنی‌اسرائیل توسط موسی (علی‌نبینا و آله و علیه السلام)}

و [یاد کن] زمانى را که موسى به قوم خود گفت:«اى قوم من! نعمت‏خدا را بر خود یاد کنید آن‌گاه که در میان شما پیامبرانى قرار داد و شما را پادشاهانى ساخت و آن‌چه را که به هیچ‌کس از جهانیان نداده بود به شما داداى قوم من به سرزمین مقدسى که خداوند براى شما مقرر داشته است درآیید و به عقب بازنگردید که زیان‌کار خواهید شد»* گفتند:«اى موسى! در آن‌جا مردمى زورمندند و تا آنان از آن‌جا بیرون نروند ما هرگز وارد آن نمى‏شویم پس اگر از آن‌جا بیرون بروند ما وارد خواهیم شد»* دو مرد از [زمره] کسانى که [از خدا] مى‏ترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود گفتند:«از آن دروازه بر ایشان [بتازید و] وارد شوید که اگر از آن درآمدید قطعا پیروز خواهید شد و اگر مؤمنید به خدا توکل کنید»* گفتند:«اى موسى تا وقتى آنان در آن [شهر]ند ما هرگز پاى در آن ننهیم تو و پروردگارت برو[ید] و جنگ کنید که ما همین جا مى‏نشینیم»

  سوره‌ی مائده - آیه‌ی 21-24

***

پنجم

{شخصی‌نوشتِ بی‌ربط}

 آه‌های صعداء باید «کمیل»ی داشته باشند همیشه ... یا چاهی ...

آه! اگر صاحب آه، خودِ چاه باشد ...

*

جهتِ ثبت در تاریخ! 

استاد ! تا به شبِ جمعه‌ی نیمه‌ی رمضانم برگردید، به آدم‌های سرزمینی که صدای گرفته‌ و سوزِ دعایتان را می‌شنوند، حســـودم ... «الهی، نجنا و خلصنا بحق بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم ...»

/ 0 نظر / 11 بازدید