بـِن‌نـار

تو ماهی و شده فواره برکه‌ای به هوایت

وقت طرب خوش یافتیم آن دل‌بر طنّاز را 

 در بزم خود دعوت کنیم دافِ شلنگ‌انداز(1) را 

امشب که کوی عامری(2) از شمع رویت روشن است

ساقی! برو خاموش کن، نیروگاهِ اهواز را 

دوش ای پسر می خورده‌ای، چشمت گواهی می‌دهد 

جنسِ اصیل و اورژینال، راحت کند پرواز را 

روی خوش و آواز خوش، دارند هریک لذتی 

بنگر که چون لذت بود، کنسرت «میس فانتاز» (3) را 

شور غم عشقش چنین حیف است پنهان داشتن 

فاش و عیان خواهم نوشت در «فیس‌بوک» این راز را 

شیراز پرغوغا شده از فتنه‌ی چشم خوش‌ت

حکمِ «سرانِ فتنه» است افراد غوغاساز را 

من مرغکی پربسته‌ام، زان در قفس بنشسته‌ام 

حبسِ اوین در یک نظر کفتر نماید باز را 

صعدی! تو «مرغ» زیرکی، خوبت به دام آورده‌ام 

«هم‌سایه‌»ات بودم، هوس کردم کباب «غاز» را ! 

 

 

- هرگونه تشابهِ مصرع یا بیت به هرشاعری تکذیب می‌شود! 

1) شلنگ تخته انداختن:  طرزی از راه رفتن که حرکات پا در آن زیاد و خارج از ریتم باشد. در بعضی مواقع برای بیان کردن حالتی از خوشحالی هم هست! این‌جا منظور حرکات موزون است! 

2) محله‌ای در اهواز ؛ مجاز از کلِ شهر! 

3) فانتازیا بارینو؛ خواننده‌ی امریکایی که در «صدا» و «سیما» کم‌نظیر است!!! 


نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩۱/۳/٢٢ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ توسط بـن‌نــار نظرات ()


Design By : Pichak