بـِن‌نـار

تو ماهی و شده فواره برکه‌ای به هوایت

امروز دوستی از اثبات پایداری امواج صوتی در جو زمین خبر داد؛ که در صورتِ صحت، به تنهایی فقط یک خبر نیست. این واقعیت که صدای انسان‌ها، حیوانات و نباتات، در مرور سال‌ها و قرن‌ها و هزاره‌ها در همین جوِ به نسبت کوچک زمین جمع شده‌اند، خیلی عظمت دارد. تصورِ چنین امری، هم هیجان‌انگیز ، و هم هول‌ناک است: چه قدر حقیقت ، چه قدر رازهای سربه مهر ، چه قدر عبرت و حکمت در همین فضای محدود انباشته شده و ما هنوز قادر به شنیدن‌شان نیستیم... و از طرفی چه‌قدر سخنانِ هجو و دشنام، داده‌های زشت یا بی‌محتوا در طیِ تاریخ - و روزمره - باعثِ ازدحام و زشتی آن شده است. جهانِ پرسروصدایی که لحظه به لحظه شلوغ‌تر می شود. صدایی اضافه می‌شود بدون آن‌که جای صدایی را گرفته باشد یا آن را از بین برده باشد...

تصور کنید نسلی را که امکان شنیدنِ این اصوات را داشته باشند... تمام ِ صداهای بی‌پاسخِ جهان در تمام عمر بشر را. افکار و سخنانی در زمانِ خودشان فکری برای فهم و گوشی برای شنیدن پیدا نکرده‌اند، چه بسا گاهی به «سخن» تبدیل شده‌ باشند تا در آینده گوش‌هایی آنها را به جان بشنوند و درک و فهم کنند... شاید علی(ع) در میانِ چاه‌های نخلستان های کوفه، دردهایش را برای شنیدنِ نسل‌ها و قرن‌ها و هزاره‌ها بعد به امانت گذاشته باشد؛ یا حسین(ع) با وجودِ اطمینان از عدم هدایت لشکرِ مقابلش، در آن لحظاتِ تنهایی و غربت، نوای «هل من ناصر»ش را برای چنین روزهایی به آسمان ودیعه داده باشد؛ یا کسی چه می‌داند از رازِهای مگویی که روزهای بعد از رحلتِ نبی(ص)، بر سر مزارش توسطِ ریحانه‌اش(س) واگویه شده‌است ...

از طرفی ورای ایمان به این‌که کتابِ نفسِ هرکس- بدون آن‌که صغیره و کبیره‌ای جابماند- در همین دنیا ذخیره شده و نگه‌داری می‌شود، لمس کردنِ ذره‌ای از غیب، با همین علمِ ناقصِ محسوساتیِ بشری‌مان یک جور خاصی شیرین و دل‌گرم‌کننده‌است انگار؛ مانند شیرینی تجربه‌ی ابراهیم پس از آوردنِ دلیلِ « بَلی و لکِن لِیطمَئِنّ قَلْبَی» ...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٧ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط بـن‌نــار نظرات ()


Design By : Pichak