بـِن‌نـار

تو ماهی و شده فواره برکه‌ای به هوایت

ولین به‌یادمانده‌هایم از شرکت در جلساتِ مذهبی به دورانِ قبل از مدرسه و سال‌های مسئولیتِ پدر در دانش‌گاه برمی‌گردد. آن زمان که با کمک تعداد دیگری از اساتید، جلساتِ شب‌های دوشنبه و تفسیرِ زیارتِ جامعه‌ی کبیره‌ی مرحوم دکتر شریف را برای چندسال در دانش‌گاه برقرار کردند...

 آن‌قدر کوچک بودم که از اتفاقاتِ عادی و روندِ برگزاری مراسم و بحث‌ها چیزی در خاطرم نمانده باشد؛ اما این جلسات برای ما بچه‌ها ویژگیِ خاصی داشت که آن را در ذهنم ثبت کرده‌است. آن هم این‌که یکی از دانش‌جویانِ خوش‌ذوقِ دانش‌گاه (که حالا قاری بین‌المللی‌ست) در یکی از کلاس‌های دانش‌کده‌ی نزدیک به نمازخانه برای بچه‌ها کلاسِ – مثلاً – قرآن برگزار کرده بود و زمانِ سخن‌رانی، با بازی و شعر و مسابقه‌ی قرائتِ قرآن سرگرم‌مان می‌کرد. جایزه‌‌های کوچکی هم تهیه کرده بود که به بچه‌ها انگیزه‌ی شرکتِ فعال در این کلاس را می‌داد. این کلاس برای ما بچه‌ها (که از همه سن – دختر و پسر- هم بودیم) این حُسن را داشت که از تحملِ فضای سنگین سخن‌رانی و ساکت و آرام ماندن برای مدت طولانی خلاص شویم و خاطره‌ی خوشی از جلسات مذهبی برایمان باقی بماند ( که انصافاً هم همین‌طور شد) و برای بزرگ‌ترها هم این مزیت را داشت که با خیالِ راحت و بدون مزاحمت و حواس‌پرتی مطالبِ سخن‌ران را دنبال کنند و قبل و بعد از آمدن به جلسه هم غرولندِ کودکانه‌ی ما را تحمل نکنند...

آن جلسات پس از فوتِ دکتر شریف و تغییر مسئولیت‌ و محل تدریسِ پدرم و دوستانش رفته رفته تعطیل شد...

حالا که سال‌ها از آن زمان گذشته و گه‌گاه به مناسبتِ عزاداری یا شرکت در دوره‌های هفتگی به جلساتِ این‌چنینی می‌روم، تا به‌حال  طرحی مشابهِ فکرِ آن جوانِ دانش‌جو برای برنامه‌ریزی وقتِ کودکان در کنار برنامه‌های بزرگ‌ترها ندیدم . با این‌که از یک طرف خیلی از محلات برگزاری امکان اجرای این‌چنین ایده‌هایی را دارند و از طرفی شیطنت و گریه‌های بچه‌ها وقتی که از نشستن و ساکت بودن خسته می‌شوند،  هم اثرِ نامطلوبی در خاطرِ خود آن‌ها دارد هم موجبِ بی‌نظمی مجلس و خستگیِ بزرگ‌ترها می‌‌شود. بد نیست به مناسبتِ ایامِ محرم و برگزاریِ بیش‌تر جلساتِ سخن‌رانی مذهبی، این نکته مدنظر برگزارکنندگان مجالس قرار گیرد ...

نوشته شده در جمعه ۱۳٩۱/٩/۳ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط بـن‌نــار نظرات ()


Design By : Pichak