بـِن‌نـار

تو ماهی و شده فواره برکه‌ای به هوایت

فردا که بیاید، پاییز شده است! 

پاییزِ من یعنی شروعِ رسمیِ روزهایی که گرمای کلافه‌کننده ندارند؛ یعنی فصلِ پیاده‌روی‌های مدام و طولانی به برکتِ مهربانیِ‌های هوا ... یعنی فصل بهانه‌های کم‌رنگ اما زیبا... فصلی که تا مدت‌ها وقتی به خانه برمی‌گردم غروب آفتاب را روی پل همت باشم، اذانِ موذن‌زاده را کنار مسجد... پاییز یعنی فصلی که هم فربه‌گیِ روزهای کوتاهش دل‌گیر است، هم قد دیلاقِ شب‌هایش ... پاییز یعنی فصل ژاکت‌های بافتنی و شال‌گردن‌هایی که از ذوق‌شان منتظرند هوا کمی - فقط کمی - سوز بگیرد ... یعنی پسربچه‌های قد و نیم‌قدی که صبح‌ها وسطِ کوچه از سر و کولِ هم بالا می‌روند و دختربچه‌های مانتوصورتی‌ای که مقنعه‌هاشان را تا دم مدرسه دستشان می‌گیرند... پاییز یعنی فصلی که بشود فقط - و فقط - به خاطر هوای دم‌دمی مزاجش بغض کرد... گریه‌ کرد... شاد شد... بلند خندید... آواز خواند... عاشق شد! 

 

* مصرعی از حسین سجادی

      عکس از Julia Trotti

نوشته شده در جمعه ۱۳٩۱/٦/۳۱ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ توسط بـن‌نــار نظرات ()


Design By : Pichak